شمارهٔ ۳۶۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از رخت ارغوان نمودار است
وز رخم زعفران نمودار است
نقش سودا که هست بر جانم
لب و خطش ازان نمودار است
آن ستاره که ریخت مژگانم
از زمین آسمان نمودار است
ز آتش و دود و شعله دوزخ
سینه عاشقان نمودار است
نرگس ناتوان جادویت
از فریب جهان نمودار است
سر زلفت ز دود دل نقشی ست
لب لعلت ز جان نمودار است
دیدم از توتیای بینایی
خاک آن آستان نمودار است
لاله زار و سرشک خسرو بین
از بهار و خزان نمودار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، عشق و زیبایی را توصیف میکند. رخت ارغوان، زعفران و لب لعل، هرکدام به نوعی نشاندهنده زیبایی و جذابیت معشوقه است. شاعر از درد و شوق عاشقانه خود که در جانش نقش بسته میگوید و اشاره به آن دارد که احساساتش از آتش و دود و شعلهای چون دوزخ نشأت میگیرد. همچنین به فریبندگی و جذابیت نرگس معشوقه و ارتباط آن با دنیا اشاره میکند. دیدگاه شاعر به زیباترین لحظات از عشق و نمادهای طبیعی مثل لاله و سرشک اشاره دارد که همه نشاندهنده تغییرات فصلی و احساسات عاشقانه هستند.