شمارهٔ ۳۷۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نگار من امشب سر ناز داشت
بر افتادگان چشم بد ساز داشت
به یک جام باده به صحرا فگند
دلم هر چه در پرده راز داشت
به سویش نمی دیدم از بیم جان
که در چشم او مستی آغاز داشت
ره من زد این بازمانده سرشک
که چشم مرا از نظر بازداشت
همه شب چو پروانه می سوختم
که شمع من از دیگران گاز داشت
به عذر ار دلم برد معذور بود
که چشمی به غایت دغاباز داشت
دل من که تیری درو مانده بود
به ناله خراشی در آواز داشت
کنون یاد دارد ز خسرو گهی
که مرغی درین باغ پرواز داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ابراز عشق و احساسات عمیق نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و به تأثیراتی که او بر دل و جانش گذاشته اشاره میکند. او در حالتی از عشق و شیدایی به سر میبرد و نگران است که مبادا نگاه معشوقش به او آسیب برساند. شبها با اشتیاق و حسرت به یاد معشوق میسوزد و احساساتش به شدت درگیر اوست. در نهایت، او به یاد گذشته و لحظات شیرین با معشوقش میافتد.