نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گلستان نسیم سحر یافته ست

صبا غنچه را خفته دریافته ست

چنان خواب دیده ست نرگس به خواب

که گویی که او جام زر یافته ست

خبر نیست مر بلبل مست را

که از مستیش گل خبر یافته ست

نسیم چون مشک در خاک ریخت

مگر بوی آن خوش پسر یافته ست

خیال قدت سر و گم کرده بود

ولی ناگهان نیشکر یافته ست

چه گویم که سنگین دلش هیچ وقت

ز سوز دل من اثر یافته ست

به پای خیالت فرو ریخت چشم

دری کان به خون جگر یافته ست

بسا شب که بیدار خسرو نشست

که شام غمش را سحر یافته ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر زیبایی‌های بهار را توصیف می‌کند و اشاره دارد که نسیم صبحگاهی بوی خوش گل‌ها را به همراه دارد. بلبل به شوق گل‌ها آواز می‌خواند و نرگس در خواب رؤیای طلا و زیبایی را می‌بیند. شاعر همچنین به احساسات خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دل سنگین محبوبش هیچ تأثیری از درد و سوز او نمی‌گیرد. در نهایت، به بیداری خسرو در شب‌های غم و امیدش برای صبح اشاره می‌کند. شاعرانگی و رمانتیک بودن این اشعار به زیبایی توصیف حالات دل و عشق در بطن طبیعت و جاودانگی احساسات انسانی می‌پردازد.