نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت

ره سوی آرزوی خویش بدان خواهم یافت

گر به گرد قد زیباش نگردم، چه کنم؟

در کدامین چمن آن سرو روان خواهم یافت؟

جان عاشق، اگر از بهر رخ زیبا راست

من کدامین رخ زیبا به ازان خواهم یافت؟

دل برفت از من و یارب که گهی خواهد بود

که ازان گم شده خویش نشان خواهم یافت؟

بیدل و غمزده ام کیست که دل خواهد داد

عاشق و سوخته ام از که ضمان خواهم یافت؟

عشق ازین گونه که بیش است به دل تا جان هست

نه همانا که ازین فتنه امان خواهم یافت

از گله پا به گلم ده که من بدخو را

روزی از دیده اغیار نهان خواهم یافت

ای که گفتی به دعا آرزوی خویش بیاب

باری آنچ آرزویم هست همان خواهم یافت

ساقیا، جان عزیز است بهای رطلت

دفع غم را بخرم، گر چه گران خواهم یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و آرزوهای عاشقانه پرداخته است. شاعر در تلاش است تا با ذکر زیبایی‌های معشوق، احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان کند و از خود می‌پرسد که برای رسیدن به عشقش چه کار باید بکند. او به دنبال نشانی از محبوبش می‌گردد و از درد و غم ناشی از دوری صحبت می‌کند. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که عشقش برای او بسیار مهم است و اگرچه ممکن است در این راه با دشواری‌هایی روبه‌رو شود، اما همچنان امیدوار است که آرزوهایش را به دست آورد. در نهایت، او بر اهمیت هنر و زیبایی در زندگی تاکید می‌کند و از ساقی می‌خواهد که او را با نوشی شاد کند تا از غم دوری معشوق کاسته شود.