شمارهٔ ۳۹۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خیال روی تو چون در ناب در نظر است
ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است
چو مست روی تو من، روی مهوشان چه کنم
به دزدکی نگرم کافتاب در نظر است
اگر دلت به لب بحر می کشد، ای سرو
نشین به گوشه چشمم که آب در نظر است
خیال زلف تو در دیده ام شبی گردید
ازان خیال مرا اشک ناب در نظر است
شبی به خواب نظر بازیی به او کردم
مرا همیشه ازان لحظه خواب در نظر است
به نور روی تو در زلف می توان رفتن
شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است
ز عشق چشم تو خسرو چو سرخوش و مست است
به یاد لعل تو او را شراب در نظر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زبان فارسی درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از عشق و زیباییهای چهره معشوق و تاثیر آن بر احساساتش صحبت میکند. او به تصویرگری احساسات خود میپردازد و بیان میکند که تصور معشوق مانند دنیایی دیگر و دلانگیز است. در این شعر، آثار اشک و شادی ناشی از عشق، خواب و رویای معشوق و همچنین تاثیر زیبایی معشوق بر دل و جان شاعر توصیف میشود. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساسات عمیق، نشان میدهد که عشق چگونه میتواند به زندگی رنگ و جلوه ببخشد.