نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ

وی چشمت از خمار سفید و سیاه و سرخ

از برگ و از سپاری و از رنگ چونه شد

دندان آن نگار سفید و سیاه و سرخ

رفتی و در فراق تو چشمم ز گریه گشت

چون ابر نوبهار سفید و سیاه و سرخ

سازم نثار آن رخ زیبا، گرم بود

در کیسه صد هزار سفید و سیاه و سرخ

خسرو ردیف این غزل از بهر امتحان

آورده در قطار سفید و سیاه و سرخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و رنگ‌های مختلف اشاره دارد و از احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق می‌گوید. شاعر، دستان و چشمان معشوق را به رنگ‌های سفید، سیاه و سرخ توصیف می‌کند و فقدان او را با گریه و اندوهی مشابه ابر بهاری مقایسه می‌کند. او همچنین به زیبایی چهره معشوق و تلاش برای بیان این زیبایی با استفاده از رنگ‌ها و تصاویری شاعرانه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر نام خسرو را آورده و به انگیزه‌ای برای امتحان و ارزیابی این احساسات اشاره دارد.