شمارهٔ ۳۹۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست
به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست
ترا که جز رخ تو، در نظر نمی آید
دو دیده در هوس روی تو بر آب چراست
ز روی روشنت هر ذره شد مرا روشن
که آفتاب رخت در همه جهان پیداست
نگاه در دل خود کردم و ترا دیدم
نظر چنین کند آن کس که او به خود بیناست
چو غرق آب حیاتم، چه آب می جویم
چو با من است نگارم، چه می روم چپ و راست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دنبال معشوقی است که نور چشم اوست و در هر دو سمت به جستجو میپردازد. او تأکید میکند که جز چهره معشوق هیچ چیز دیگری برای او اهمیت ندارد و در دل خود او را میبیند. همچنین، شاعر به زیبایی و روشنایی وجود معشوق اشاره میکند و میگوید که وقتی معشوق در کنار اوست، چرا باید به دنبال آب و زندگی باشد. در نهایت، شاعر به غرق شدن در عشق اشاره دارد و سوال میکند که چرا باید به دنبال چیز دیگری برود وقتی که معشوق در کنار اوست.