شمارهٔ ۴۲۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من از جور و جفای دلبران دیوانه خواهم شد
ز خویش و آشنا از دست دل بیگانه خواهم شد
ز بس کافسانه خود با در و دیوار می گویم
به رسوایی میان مردمان افسانه خواهم شد
چو دیدم خال و خط آن پری رو را به دل گفتم
گرفتار ار شوم در دام او، زین دانه خواهم شد
ملامت گو، به رسوایی مترسان هوشیاران را
که من بی پا و سر در کوی او مستانه خواهم شد
به دل گفتم چرا بیوفا، گفتا برو، خسرو
گذر از من که من در خدمت جانانه خواهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر محبت و عشق به دلبر خود تحمل میکند سخن میگوید. او میگوید که از دست غم و جدایی احساس دیوانگی میکند و به همین دلیل شاید به رسوایی و افسانهای در نظر مردم تبدیل شود. او از زیبایی معشوق خود سخن میگوید و حتی اگر به دام عشق او بیفتد، باز هم راضی است. شاعر به انتقادها و سرزنشها توجهی ندارد و خاطرنشان میکند که در عشق خود، بیپروا و شجاع خواهد بود. در نهایت، او به خود میگوید که اگر بیوفا باشد، باید از او دور شود و به زندگیاش ادامه دهد، زیرا در خدمت محبوبش خواهد بود.