نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند

از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند

گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرت

کس را نبود خوابی، او خواب چسان بیند؟

بیش است غم یعقوب از دیدن پیراهن

کز حسرت آیینه در آینه دان بیند

یاری که هوس دارد، منما رخ مردم کش

بگذار که بیچاره یک چند جهان بیند

از حسن بتان وعده خونریز جفا باشد

بر تو چو کند رحمت قصاب زیان بیند

در جوی رود هر کس، چشم من و خون دل

کان کو دل خوش دارد در آب روان بیند

عذرش به چسان کاندر دلش آید غم

از خون دو چشم من هر جا که نشان بیند

تو باز جوان خواهی، فریاد که این خسرو

شد پیر کنون، خود را کی باز جوان بیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از فاصله و جدایی می‌پردازد. شاعر در آن به حسرت و نگرانی‌هایی اشاره می‌کند که ناشی از دوری محبوب است. او از تاثیر غم و اندوه در دل خود حرف می‌زند، و به این نکته می‌پردازد که خواب و آسایش از او دور است. همچنین، در اشعارش به مقایسه غم یعقوب از دوری یوسف اشاره می‌کند و از زیبایی‌های غیرقابل دسترس سخن می‌گوید. شاعر در نهایت به ناتوانی در بازگشت به جوانی و شادابی نیز اشاره می‌کند و این موضوع را به عنوان یک بخش از زندگی و غم دوری محبوب مطرح می‌سازد.