نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند

زو سینه من چون بت و بت خانه ببینید

گه خشم و گهی عشوه و گه شوخی و گه ناز

بدمستی آن نرگس مستانه ببینید

آباد بر آن بت، نکنم زو گله، لیکن

لب تا جگرم زو همه پروانه ببینید

خونهاست گره بسته به چشم من ازان خاک

این خوشه برم می دهد، آن دانه ببینید

ای سیمبرانی که شمارید گدایم

از قطب زمان بخشش شاهانه ببینید

خسرو نکند جز سخن آن لب شیرین

شیرینی این گفته و افسانه ببینید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق خود صحبت می‌کند. او به شدت تحت تأثیر زیبایی و خاصیت‌های نرگس‌گونه معشوقش است که هم خشم و هم لطافت را در خود دارد. شاعر از درد و رنجی که از عشق می‌کشد، سخن می‌گوید و می‌گوید که هرچند دلی از گله ندارد، اما در دلش غم و شوری از عشق وجود دارد. او همچنین به موقعیت خاص خود به عنوان یک گدا در برابر زیبایی‌ها اشاره می‌کند و در نهایت بر شیرینی سخنان معشوقش تأکید می‌کند. شاعری با احساس عمیق و تصویری زیبا از عشق و زیبایی معشوقش ارائه می‌دهد.