نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بویی ز سر زلف نگارین به من آرید

یک تار ازان طره مشکین به من آرید

مخمورم و جانم به سوی می نگران است

آن باده که در داد نخستین به من آرید

خواهید که از خاک برآیم پس صد سال

از میکده بوی می رنگین به من آرید

هر گه که غمی گشت پدید از دل، گفتم

غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید

جان می سپرد از غم هجران تو خسرو

روزی خبر عاشق مسکین به من آرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوبش می‌خواهد که بویی از زلف زیبا و تار مویش به او بدهد. او در حالتی مست و شیدا به سر می‌برد و دلش به می‌گریزد. شاعر خواستار آن است که بوی می و پرچمی از میکده برایش بیاورند. هر بار که غم به او روی می‌آورد، او می‌گوید فقط دل غمگینش آن را حس می‌کند. در انتها، شاعر از محبوبش می‌خواهد خبری از عاشق بی‌نوا که به خاطر هجران او جان می‌دهد، بیاورد.