شمارهٔ ۵۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
گل مثل رخ خوب تو البته نباشد
دوزیم قبا بهر قدت از گل سوری
تا خلعت زیبای تو از لته نباشد
این شکل و شمایل که تو کافر بچه داری
در چین و ختا و ختن و خته نباشد
بدخواه ترا در دو جهان روی سیه باد
در دیده خصم تو به جز مته نباشد
در جنت و فردوس کسی را نگذارند
تا داغ غلامی تواش پته نباشد
سلطانی مسکین نکند میل به جنت
در صحن بهشت ار طبق بته نباشد
از پشت رقیب تو کشم تسمه چندین
تا گنجفه اسب تو از پته نباشد
چون موی شد از فکر میانت تن خسرو
تا همچو رقیبت خنک و کته نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که هیچ نظیری در جهان ندارد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویر زیبا، احساس خود را نسبت به محبوبش بیان میکند و میگوید که هیچ چیز در دنیا به زیبایی و جذابیت او نمیرسد. او همچنین ابراز میکند که عشقش به این محبوب چنان عمیق است که حتی بهشت و جنت هم برایش بیمعنا میشود اگر محبوبش در آنجا نباشد. شاعر به نوعی نشان میدهد که عشق و محبت به محبوب، ارزش و معنای زندگیاش را تعیین میکند.