نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

لب از تو وز شکر پیمانه ای چند

رخ از تو وز ختن بتخانه ای چند

چو در پیمودن آری خرمن حسن

روان کن سوی ما پیمانه ای چند

درازی هست در موی تو چندان

که می باید به هر مو شانه ای چند

بیازارد گرت زان شانه مویی

به پیشت بشکنم دندانه ای چند

سر آن روی آتشناک گردم

بیاید شمع را پروانه ای چند

به زلف و عارضت دلهای سوزان

شب است و آتش و دیوانه ای چند

مخسپ امشب که از بی خوابی خویش

بگویم پیش تو افسانه ای چند

ز چشمم دانه دانه می چکد آب

چو مرغان قانعم با دانه ای چند

خوشم با عشق تو بی عقل و بی جان

نگنجد در میان بیگانه ای چند

بر آگرد دلم کز جستجویت

مرا هم کشته شد ویرانه ای چند

براتم کن ز لب بوسی و بنویس

هم از خون دلم پروانه ای چند

وگر نیشی زند از غمزه مست

ز خسرو بشنود افسانه ای چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های محبوب می‌پردازد. شاعر از ویژگی‌های ظاهری محبوب، از جمله لب‌های شیرین، چهره زیبا و موهای بلند او تحسین می‌کند و می‌گوید که به خاطر این زیبایی‌ها، دل‌های بسیاری می‌سوزند و جان‌ها در عشق او می‌سوزند. شاعر همچنین به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و از بی‌خوابی و اضطراب ناشی از عشق سخن می‌گوید. او از درد و رنج ناشی از عشق شکایت می‌کند و می‌خواهد افسانه‌های عاشقانه را با محبوبش در میان بگذارد. در نهایت، شاعر به خواسته‌هایی مانند بوسه‌زدن و بیان احساسات عاشقانه خود اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر بیانگر عشق و آرزوهایی است که برای نزدیک شدن به محبوب وجود دارد.