شمارهٔ ۵۴۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو ماه روزه از اوج سما شد
ز نور روزه دوران بی ضیا شد
بر ابروی هلال عید بنگر
هلال ابروم از من جدا شد
ازان آبی که بگذشت از سر خم
پیاله با صراحی آشنا شد
مرا کاب دو چشم از سرگذشته ست
عجب بنگر که گل باد صبا شد
گلش را سبزه نارسته گیا رست
چنان مردم مگر مردم گیا شد
ازان محراب ابرو یاد کردم
نمازی چند نیز از من قضا شد
مگر مجنون شناسد، حال من چیست؟
که در هجران لیلی مبتلا شد
همه گل می دمد از دیده در چشم
خیال روی او ما را بلا شد
در آب دیده سرگردان چه مانده ست؟
مگر سنگین دل من آشنا شد
دو چشم خسرو از باریدن در
کف شاهنشه باران عطا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت و احساسات درونی خود میپردازد. او به شباهت میان ماه و روزه اشاره کرده و از جدایی خود از معشوق سخن میگوید. با تمثیلهایی همچون هلال عید و داستان مجنون و لیلی، شاعر از عشق و هجران و غم خود مینالد. همچنین، او به زیبایی گلها و تأثیر آنها بر روح و دل خود میپردازد و در نهایت، به باران و تأثیرش بر دل میرسد. شعر به طور کلی دارای احساساتی عمیق و توصیفاتی زیباست که حال درونی شاعر را به تصویر میکشد.