شمارهٔ ۵۳۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز اهل عقل نپسندد خردمند
که دارد رفتنی را پای در بند
نصیب امروز برگیر از متاعی
که فردا گرددش غیری خداوند
لباس زندگی بر خود مکن تنگ
که چون شد پاره، نتوان کرد پیوند
به صورت خوش مشو، از روی معنی
نی خامه نکوتر از نی قند
نصیحت گوهری دان کان نزیبد
مگر در گوش دانا و خردمند
مخور غم بهر فرزندی و مالی
که مالت دین بس است و صبر فرزند
اگر خواهی نبینی رنج بسیار
به اندک مایه راحت باش خرسند
به رعنایی منه بر خاکیان پای
که ایشان همچو تو بودند یک چند
شنو، ای دوست، پند، اما چو خسرو
مشو کو گوید و خود نشنود پند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نکات مهمی در زندگی و خردورزی اشاره دارد. شاعری خردمند بر این نکته تأکید میکند که انسان نباید خود را به چیزهایی که رفتنی هستند وابسته کند و باید از فرصتهای زندگی به درستی بهرهبرداری کند. همچنین، زندگی را نباید به شکل تنگنظرانه درآورد، زیرا هر چه بیشتر به آن بچسبیم، سختتر از آن جدا میشویم. او به زیبایی ظاهر اهمیت نمیدهد و به معنی واقعی زندگی دعوت میکند. نصیحتها، اگرچه میتوانند ارزشمند باشند، تنها در گوش کسانی که اهل فهم و دانایی هستند تأثیرگذار خواهند بود. شاعر هشدار میدهد که نباید از فرزندان یا مال اندیشید، زیرا در نهایت، دین و صبر میتواند برای ما کافی باشد. همچنین اگر کسی نمیخواهد رنجهای زندگی را ببیند، باید به چیزهای ساده و کماهمیت دلخوش باشد. در پایان، دوستان را به شنیدن پندها و درسها دعوت میکند، اما یادآور میشود که شنیدن بدون عمل کردن به آنها فایدهای ندارد.