شمارهٔ ۵۴۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟
مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند
نخواهم زیست، زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو، تیغم نرانند
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ
که مستان لذت تقوی ندانند
بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند
به جایی کز گل رویت چکد خوی
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به بیان احساسات عاشقانه و دشواریهای عشق میپردازد. شاعر به وضوح میگوید که اگرچه میتواند زیباییهای چهره معشوق را بخواند، اما نمیداند که دیگران چه نظری دارند. او به معشوق میگوید که نگران شنیدن حرفهای ناروا نباشد و از درد عشق گله میکند، و به رقیبانش هشدار میدهد که او را نرنجانند. شاعر از نصیحتهای فردی چون شیخ پرهیز میکند و به لذت عشق و شادی مستانه اشاره میکند. در پایان، او از نسیم (صبا) میخواهد که خبر از عشقش را به او برساند. این شعر به زیبایی تضادهای عشق را با لذتها و دردهای آن به تصویر میکشد.