نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به هر درد و غمی دل مبتلا شد

چرا یکباره یار از ما جدا شد؟

برید از دوستان خود به یکبار

دریغا، حاجت دشمن روا شد

بگفتم عاشقان را ناسزایی

کنون عاشق شدم، اینم سزا شد

به رندی و به شوخی و به صد ناز

دل از من برد و آنگه پارسا شد

شب از همسایه ها فریاد برخاست

مرا نالیدن شبها بلا شد

گرفتارش شدم با یک نگاهی

ز یک دیدن مرا چندین بلا شد

وفا و مهربانی کرد با خلق

چو دور خسرو آمد، بی وفا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن از دل درد و غم خود می‌گوید و از جدایی ناگهانی یارش گله‌مند است. او به تغییر رفتار دوستان اشاره می‌کند و احساس ناامیدی و سرخوردگی‌اش را بیان می‌کند. با وجود اینکه عاشق شده، اکنون خود را سزاوار توهین می‌بیند. همچنین به رندی و ناز و دل‌بردن معشوق اشاره کرده و به ناله‌های شبانه‌اش می‌پردازند. در نهایت، به وفا و مهربانی با دیگران اشاره می‌کند و از بی‌وفایی معشوق در دوری صحبت می‌کند.