نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به ملک فتنه تا زلفش علم شد

ز جانها عارض او را حشم شد

فرشته گر گناهی می نوشتی

رخت چون دید مرفوع القلم شد

ز خاموشی بخواهی کشت ما را

دو لعلت بهر جان ما بهم شد

نشین یکدم که یابد نیم عمری

گرفتاری که عمر او دو دم شد

نمی دیدی به من، ار ننگ دیدی

مرنج ار زین قدر قدر تو کم شد

کسی بدروزی خسرو شناسد

که او درمانده شبهای غم شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که باعث آشفتگی دل‌ها شده است. او به قدرت و عظمت این زیبایی اشاره دارد که حتی فرشتگان هم در برابر آن سرافکنده می‌شوند و از گناه خود دست برمی‌دارند. شاعر از درد و رنجی که این عشق برای او به همراه دارد سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که زندگی تنها در لحظاتی کوتاه و نادر ارزشمند است. در نهایت، او به مشکلات و غم‌های زندگی اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که تنها کسی می‌تواند درک کند که در روزهای سخت و غم‌انگیز گرفتار است.