نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل ما را شکیب از جان نباشد

ور از جان باشد، از جانان نباشد

مرا دشوار ازو باشد صبوری

ز جانان دل صبور آسان نباشد

نباشد ناله عیب از دردمندی

که دردش باشد و درمان نباشد

مرا چون عشق مهمان است حاکم

فضولی تر ازین مهمان نباشد

غمت شد در دل شوریده ساکن

که جای گنج جز ویران نباشد

ندارد مه جمال روی خوبت

وگر این باشد، اما آن نباشد

خیالت، گر به مهمان من آید

دلم را جز جگر مهمان نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی صحبت می‌کند و بیان می‌کند که صبر و شکیبایی در برابر محبوب سخت است. او اشاره می‌کند که اعتراض به درد و رنجی که دارد، رویه‌ای نادرست است و همچنان که عشق درونش حضور دارد، فضای دلش پر از غم و اضطراب است. در نهایت، شاعر می‌گوید که زیبایی‌های محبوبش هرگز قابل مقایسه نیست و تنها یاد او در دلش ماندگار است.