نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چمن را رنگ و بو چندین نباشد

چمن را جعد مشک آگین نباشد

لبت را جان نخواهم حاش الله

که جان هرگز چنین شیرین نباشد

به زیبایی رخت را مه نگویم

که مه را مشتری چندین نباشد

جمال خوب کی باشد پری را؟

که شب با روز هم بالین نباشد

ترا هرگز خود، ای بد عهد و بد مهر

غم حال من مسکین نباشد

مسلمانان من آن بت می پرستم

که در بت خانه های چین نباشد

شما دین از من بیدل مجویید

که هرگز بیدلان را دین نباشد

مرا گویید در هجران، مخور غم

کسی بی دوست چون غمگین نباشد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگی‌های خاص عشق و معشوق می‌پردازد و تأکید می‌کند که چیزهایی مانند چمن، لب، و زیبایی نمی‌توانند به طور کامل و واقعی وجود داشته باشند. او می‌گوید که حتی زیبایی چمن و معشوق نمی‌تواند با آنچه که در دل دارد، مقایسه شود و از وفاداری و مهر از سوی معشوق ناامید است. شاعر به درد و رنج ناشی از جدایی و دوست‌نداشتن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که غم و غصه‌ای که او از جدایی می‌کشد، برای کسی که بدون دوست زندگی می‌کند، غیرقابل تحمل است. در نهایت، شاعر از دیگران می‌خواهد که به دنبال دین و حقیقت در وجود او نباشند، زیرا او دردی عمیق و واقعی را تجربه می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را درک کند.