نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر چشم تو روزی بر مه افتد

مه از خورشید باشد، در ته افتد

وگر شکل زنخدانت ببیند

روانی آب حیوان در چه افتد

چو در خندیدن آید باغ رویت

گل اندر دیده مهر و مه افتد

کند پیوند عمر از صبح رویت

چو روز عمر گل را کوته افتد

نخواهم بعد ازین مه را ببینم

گذر گر بر منت بعد از مه افتد

به رویت خواهم، الحمدی بخوانم

غلط، ترسم که در بسم الله افتد

دلم را در سر زلفت ره افتاد

غریبان را به هندوستان ره افتد

چو خواهد عارضت عشاق را عرض

نظر بر من پس از چندین گه افتد

فغان، ای جان که در خسرو فراقت

چنان افتاد کاتش در که افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیر عمیق محبوبش اشاره می‌کند. او می‌گوید اگر چشمانش به محبوب بیفتد، زیبایی او به قدری غنا دارد که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شاعر بیان می‌کند که اگر به لب‌های محبوبش نگاه کند، احساساتی عمیق و بی‌پایان در او ایجاد می‌شود. هر بار که محبوب لبخند می‌زند، گل‌ها در وجود او شکوفا می‌شوند. شاعر ابراز می‌کند که نمی‌خواهد پس از این، زیبایی‌های دیگر را ببیند و فقط می‌خواهد برای محبوبش دعا کند. در نهایت، او از درد فراق محبوب درد می‌کشد و زندگی‌اش را به خاطر دوری از او سخت می‌داند.