شمارهٔ ۵۶۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطی از لعل جانان می برآید
که دود از روزن جان می برآید
سر زلفش بنفشه دسته بسته
ز اطراف گلستان می برآید
برآمد ماه تابان در شب اینجا
شبی از ماه تابان می برآید
ز کافور تو سنبل می زند سر
ز یاقوت تو ریحان می برآید
مسلمانان، نگهدارید خود را
که کفر کج ز ایمان می برآید
دل خسرو در آن زلف است دانم
از آن خاطر پریشان می برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبههای خاص محبوب میپردازد. شاعر از لعل جانان و زیباییهای او یاد میکند که همچون دود از جان برخاسته و زلف او را به گلستان تشبیه میکند. همچنین، زیبایی محبوبش را با ماه تابان و عطرهای خوشبو مانند کافور و یاقوت مقایسه میکند. در نهایت، شاعر با تذکر به مسلمانان آنها را به حفظ ایمانشان ترغیب کرده و اشاره میکند که دلها در زلف محبوب گرفتار است و از این حال نگران است.