نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غم من شادی کس را نپرسد

نمدگر نرخ اطلس را نپرسد

چه می پرسی؟ مپرس از آتش من

به وقت سوختن خس را نپرسد

به صد جان پیش او میرم، اگر او

فراموشان واپس را نپرسد

رقیب گفت، کی آیم بر تو؟

بلا در آمدن کس را نپرسد

مپرس از خسروان، خسرو، دم عشق

که بلبل نام کرکس را نپرسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساس تنهایی و غم خود را ابراز می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس برای غم او اهمیت قائل نیست. او به طعنه می‌گوید که هیچ‌کس در مورد دردها و آتش درونش نمی‌پرسد و حتی وقتی که دچار مشکل می‌شود، دیگران فقط به لطف و شادی توجه می‌کنند. شاعر همچنین در نهایت بیان می‌کند که عشق و مشکلات ناشی از آن به قدری عمیق و جدی هستند که حتی سخن گفتن از آن‌ها نیز بی‌معناست. در واقع، او به نوعی از بی‌توجهی و فراموشی در روابط انسانی گلایه دارد.