نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از رنگ رخت قمر توان کرد

وز لعل لبت شکر توان کرد

گر از دهنت خبر توان یافت

در راه عدم سفر توان کرد

ماییم دو دیده وقف کرده

سویت نظری مگر توان کرد

بردار ز روی طره کاین دم

شام غم ما سحر توان کرد

خسرو چو اسیر گشت بر وی

می کن که ازین بتر توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر از زیبایی‌های معشوقه خود سخن می‌گوید و تأثیر آنها بر زندگی‌اش را توصیف می‌کند. او به قدرت جذابیت چهره و لب‌های او اشاره دارد و می‌گوید که حتی از یک نگاه می‌توان دنیایی از احساسات را تجربه کرد. همچنین، شاعر از غم و اندوهی که در دل دارد، می‌گوید و به تصویر اسیری می‌پردازد که نشان از عدم آزادی در عشق دارد. در نهایت، او ابراز می‌کند که هیچ چیز بدتر از دوری معشوق نیست.