شمارهٔ ۶۱۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
شب کان مه من بر دلم از غصه پیکان بشکند
از چشم طوفان بار من، از گریه طوفان بشکند
هر لحظه زد غم حاصلم در خاک و در خون منزلم
آن روزنی کاندر دلم از غمزه پیکان بشکند
گر عاشقان را از ستم بشکست، او را عیب نیست
امیدوارم کان صنم ما را بدینسان بشکند
با آنکه زو دلخسته ام خود را بر او بر بسته ام
چون عهد او را بشکسته ام خواهم که پیمان بشکند
زان سنگ جان ممتحن مسکین دل بی سنگ من
آن شوخ را از سنگ محن جز جوهر جان بشکند
خسرو به جست جوی او، آید همیشه سوی او
پایش اگر در کوی او دست رقیبان بشکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق غم و درد عاشقانه است. شاعر با استفاده از تمثیلهایی مانند پیکان و طوفان، بیقراری و رنجش خود را از جدایی و ستم معشوق توصیف میکند. او به شکسته شدن دل و امید به بازگشت معشوق اشاره میکند و از دشواریهایی که عشق برایش به همراه دارد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر خود را در جستجوی معشوق میبیند و به مبارزه با رقیبان و مقایسه عشق با سنگ و جوهر میپردازد. این اشعار، عواطف عاشقانه و احساسات انسانی را به خوبی منتقل میکند.