نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین

آن نگر کِش باد پیشت خاک بر سر می‌کند

چند گویی پیشت آیم، وه که چون تو یوسفی

سر کجا در خانه تاریک ما در می‌کند؟

چند گویید، ای مسلمانان، که حال خود بگوی

من همی‌گویم، ولی از من که باور می‌کند؟

شوخیش بین کآشکارم می‌نوازد در نهان

با رقیب خویش اشارت سوی خنجر می‌کند

رو، برون، ای جان معزول، از درون من که عشق

شغل جان در سینه با جانان مقرر می‌کند

عاشقان جان و جهان بهر بتان تر کرده‌اند

سهل باشد آنکه خسرو دیده را تر می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حیات و عشق می‌پردازد و احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر می‌کشد. شاعر از بلای عشق صحبت می‌کند که فرد عاشق را به شدت تحت تأثیر قرار داده و به نوعی ناتوان کرده است. او به تعبیرات عاطفی از جمله زیبایی و معشوقه گویی اشاره می‌کند که عشقش را از درون تحت تأثیر قرار داده و در عین حال بر سختی‌ها و تردیدهای عاشقانه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر با سوالاتی از مسلمانان به جستجوی حقیقت در عشق و وجود خود می‌پردازد و در تضاد عشق و واقعیت زندگی را به خوبی به تصویر می‌کشد.