نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند

بر دل زیرک و بر جان خردمند کند

زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای غمم

گر شود کوته، از آنجا همه پیوند کند

آن خیال است که آیینه نماید چو تویی

آینه ماه شما را به که مانند کند؟

نیم شب ز آتش دل روز کنم در تو، ولی

دل چه داند که چنین روز شبی چند کند؟

گیسوی پر گرهت رشته بت را ماند

که دل گرم من سوخته را بند کند

چون وفا نیست ترا، خسرو مسکین چه کند؟

دل ضرورت به جفاهای تو خرسند کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج دل شکستگی هستند. شاعر به زیبایی‌های معشوق و تاثیر آن‌ها بر دل و جان خود اشاره می‌کند. او از زلف و خنده معشوق یاد می‌کند که چگونه می‌تواند دل‌های زیرک و خردمند را تحت‌تاثیر قرار دهد. همچنین از غم و دوری می‌گوید و به تصویر خیال معشوق پرداخته که شبیه به آینه‌ای است که زیبایی‌اش را منعکس می‌کند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و جفاهایی که از معشوق دیده، اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که دلش به رغم درد و رنج، نسبت به معشوق وفادار باقی می‌ماند.