شمارهٔ ۷۴۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بر من، ار دولت وصل تو مقرر میشد
کارم از لعل گهربار تو چون زر میشد
دوش گفتم، نتوان دید به خوابت، لیکن
با فراق تو مرا خواب مقرر میشد
شرح هجران تو گفتم، بنویسم، لیکن
ننوشتم که بسی عمر در آن سر میشد
بارها شمع بکشتم که نشینم تاریک
خانه دیگر ز خیال تو منور میشد
عقل وارون ز تمنای تو منعی میکرد
عشق می آمد و او نیز مسخر میشد
گرچه بسیار بگفتم نیامد در گوش
خوشتر از نام تو، با آنکه مکرر میشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره longing و عشق عمیق به محبوب است. شاعر به آرزوی وصل و دوری از معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر به محبوب متصل شود، زندگیاش چون زر میشود. او به تلاشهایش برای نوشتن از درد فراق میپردازد، اما درمییابد که این کار عمرش را هدر میدهد. همچنین، او اشاره میکند که چگونه عشق بر عقل غلبه میکند و از آنجا که اسم محبوب در او تأثیر عمیق دارد، حتی با اینکه بارها نامش را تکرار کرده، همچنان حسرتش باقی است.