شمارهٔ ۷۴۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شد
نام رخساره تو نام سما خواهد شد
جعد زنجیر نمای تو بلایی ست کز او
پای دل بسته به زنجیر بلا خواهد شد
زلف هم چون رسنت ماه سما را بگرفت
من ندانم که درین ماه چها خواهد شد
حاجت آن است که من بر در تو کشته شوم
هیچگه حاجت این خسته روا خواهد شد؟
زین کشاکش که تنت راست ببینی، خسرو
ناگهان بند ز بند تو جدا خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر او بر عاشق میپردازد. شاعر به جدایی موهای معشوق و تأثیر آن بر چهره او اشاره میکند و میگوید اگر این جدایی اتفاق بیفتد، نام زیبایی او در دلها جاودانه خواهد شد. زنجیر زلف معشوق به نوعی درد و بلای عاشق را تصویر میکند و نشان میدهد که این درد باعث وابستگی عمیق او شده است. شاعر در نهایت، آرزو دارد که با وجود تمام مشکلات، جان خود را در راه معشوق فدای کند و به ارتباط خود ادامه دهد. این شعر به تمایلات عاشقانه و زیبایی شناسی عشق اشاره دارد.