شمارهٔ ۷۵۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
گاه در وصل و گهی در غم هجران گذرد
از دم من چو دم صبح شود آتشبار
هر نسیمی که بر اطراف گلستان گذرد
گر به گوشش برسد ناله من، نیست عجب
بار همواره بر اطراف سپاهان گذرد
عالمی بهر نثارش همه جانها بر کف
آه ازان لحظه که آن سرو خرامان گذرد
برسان سلسله یکبار به دستم، تا چند
در خم زلف توام عمر پریشان گذرد
گرنه از صبر هزاران سخن آرم در پیش
ناوک غمزه او آید و از جان گذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به تأثیرات متنوع زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که زندگی به یکسان نمیگذرد و تغییرات و احساسات مختلفی وجود دارد، از خوشحالی در وصل تا غم در هجران. او به قدرت عشق و تأثیر آن بر احساسات اشاره میکند و از درد و غم ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. همچنین، او از تلاش خود برای رسیدن به معشوق و مشکلاتی که در این راه دارد، سخن میگوید و به گرانی لحظهها و تاثیری که بر جان او دارد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق و زیبایی محبوبش، زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد و صبر و تحملش را به چالش میکشد.