شمارهٔ ۷۵۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
ای بسا ناله که از بلبل مفتون خیزد
نیک بختی که تواند به تو دیدن هر روز
شادمان خسپد و بر طالع میمون خیزد
ساکنان سر کوی تو نباشند به هوش
کان زمینی ست که از وی همه مجنون خیزد
نیک خواهان به سر پند و من بدخو را
هر دم اندیشه و سودای دگرگون خیزد
صبرم از روی نگارین تو فرماید خلق
وه که این کار ز دست چو منی چون خیزد؟
سوز عشقم چو ز دل خواست، بگفتم به طبیب
گفت این علت از آنهاست که از خون خیزد
اشک خسرو همه خون است و حذر زین دریا
کاین نه موجی ست که از دجله و جیحون خیزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در باره زیبایی و جذابیت چهره محبوب و تأثیر آن بر دل عاشق است. شاعر با اشاره به سرسبزی و زیبایی باغ، احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که دیدن محبوب هر روز باعث خوشبختی است. همچنین اشاره میکند که ساکنان آن کوی تحت تأثیر عشق هستند و به نوعی همه مجنون عشق میشوند. شاعر از صبری که به خاطر محبوب دارد سخن میگوید و به ناامیدیهای خود در این راه اشاره میکند. او در نهایت از درد عاشقانه خود میگوید و به پزشک اشاره میکند که چارهاش فقط از عشق و دلخوشی ناشی میشود. این ابیات به زیبایی و مضرات عشق و تأثیر آن بر حال و احوال انسانها پرداخته است.