شمارهٔ ۷۷۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
یا نگاهی به سوی خویشتنش خواهم دید
زان من بود گهی او که بدانگونه که بود
هم بدین چشم دگر بار منش خواهم دید
گوشه چشمش دیدم دلم آنجا مانده ست
جان هم آنجاست به کنج دهنش خواهم دید
پیش ازین صبر ندارم، به رهش بنشستم
وقت آخر که هم آمد شدنش خواهم دید
مردمان روش ببینند و مرا طاقت نی
من همان زلف شکن بر شکنش خواهم دید
آشکارام دران دم که بخواهد کشتن
من نهانی به رخ چون سمنش خواهم دید
گر کشد، یاری ازین جور کشیدن بر هم
سوختم چند چنین کنش خواهم دید
او اگر آید وگرنه، چو مرا نیست قرار
من همین شسته به ره آمدنش خواهم دید
یارب، این خسرو ازین جور گهی خواهد زست
چند رسوا شده مرد و زنش خواهم دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس عمیق و عشق خود اشاره میکند و از تمایلش به دیدار معشوق میگوید. او بیان میکند که چشمها و دلش همیشه در جستوجوی معشوق هستند و هر بار که او را ملاقات کند، حس و حال جدیدی خواهد داشت. شاعر به صبر خود در انتظار رسیدن معشوق اشاره میکند و بیان میکند که تحمل بیقراری را ندارد. او حتی در moments خطر و در هنگامی که ممکن است عشقش را از دست بدهد، همچنان به یاد زیبایی معشوق است. در نهایت، او از نگرانی برای رسوایی در عشق و عشق متقابل میگوید و به احساسات عمیق خود در روابط انسانی اشاره میکند.