نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچه بتوان، در غمت جان می کشد

تا بدان غایت که بتوان، می کشد

می کشد خط بر مسلمانی لبت

وانگه از خون مسلمان می کشد

دیده تا خط ترا بالای لب

باد خط بر آب حیوان می کشد

حسن روز افزونت از اوج کمال

روی مه را داغ نقصان می کشد

زلف کاید بر لبت، گویی که دیو

خاتم از دست سلیمان می کشد

آنچه دل یک چند از زلفت کشید

از لب لعلت دو چندان می کشد

گر ز شوخی تیر بر دل می زنی

خسرو بیچاره از جان می کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیر عمیق و دردآور عشق و جدایی است. شاعر می‌گوید که غم عشقش جانش را به لب می‌رساند و این احساسات به قدری شدید است که حتی بر روی لبان مسلمان خود خطی می‌کشد. زیبایی و کمال معشوق او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و زلف‌های او مانند دیو، به او تسلط دارند. هرچه دل از زلف معشوق کشیده، از لب او دوچندان احساس می‌کند. شاعر همچنین به شوخی‌های معشوق اشاره می‌کند که دل او را می‌زنند و او احساس درد و رنج عمیقی می‌کند. به طور کلی، شعر به عواطف عاشقانه و رنج‌های ناشی از عشق اشاره دارد.