شمارهٔ ۷۹۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
گر سخن زان لب چون نوش شود
پسته را خنده فراموش شود
ور حدیث در دندانت کنم
صدف آنجا همه تن گوش شود
ز آسمان روی تو گر مه بیند
بر زمین افتد و بیهوش شود
گل که از روی تو ریزد به سخن
گر بچینند یک آغوش شود
باده بر یاد لب شیرینت
همه گر زهر بود، نوش شود
دل که پوشیده به زلفت پیوست
ترسم از غم که سیه پوش شود
دوش با مات سری خوش بوده ست
خوش بود امشب، اگر دوش شود
گر کنی میل به سوی خسرو
شاه کی همدم جادوش شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت لب و چهره معشوق میپردازد و نشان میدهد که چگونه این جذابیت میتواند احساسات دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. شاعر با بیانی شاعرانه توضیح میدهد که اگر صحبتهای معشوق شیرین و دلنشین باشد، حتی پسته نیز نمیتواند بخندد. همچنین، وقتی او لبخند میزند، دیگران به وجد میآیند و حواسشان کاملاً متوجه او میشود. زیبایی صورت او آنقدر تاثیرگذار است که حتی ماه نیز از آسمان به زمین میافتد. اگر گلها از صورتش بیفتند، در آغوش کشیدن او را طلب میکنند و یاد لبهای شیرینش میتواند حتی زهر را به نوشیدنی مفرح تبدیل کند. در نهایت، شاعر از غم و اندوهی که ممکن است از دوری او پیش بیاید، ابراز نگرانی میکند و آرزو دارد لحظات خوشی که با او دارد ادامه یابد.