نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید

برگ گیاهی بداد، سرو خرامان خرید

هجده هزاران جهان هر که بهای تو داد

آنکه به هفده درم یوسف کنعان خرید

گر چه سراسر بلاست، جور تو بتوان کشید

ور همه جان قیمت است، ناز تو نتوان خرید

قد تو از مار زلف دولت ضحاک یافت

خط تو از پای مور ملک سلیمان خرید

تلخی هجران یار زهر هلاهل فشاند

بنده به نزدیک خویش چشمه حیوان خرید

دل به وفا نه کنون، جان ببر و لب بیار

کاین دل نادان من عشوه فراوان خرید

محنت عشاق را طعنه نیاید زدن

آنکه شناسای کار دولت از ایشان خرید

هر که متاع وجود ریخت به بازار عشق

عمر به قیمت فروخت، عشق به ارزان خرید

داغ غلامیت کرد پایه خسرو بلند

میر ولایت شود بنده که سلطان خرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف و احساسات عاشقانه و بلای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های معشوق و دشواری‌های عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هر کسی حاضر است برای عشق و زیبایی معشوق بها بپردازد، حتی اگر این بها جان یا همه وجودش باشد. او به تلخی‌های جدایی و محنت‌های عشق نیز اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق حقیقی ارزش تمام دردها و مشکلات را دارد. در نهایت، شاعر به ارزش و مقام انسانی که به عشق و محبت کشیده شده است، اشاره می‌کند و چگونگی ارتقاء و بزرگ شدن او در نتیجه عشق را بیان می‌کند.