نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد

جوینده بش باید، گر بیشتر فروشد

با آنکه ما نیرزیم از چشم تو نگاهی

هم می دهیم جانی، گر یک نظر فروشد

پیوسته گرم بادا بازار تو که در وی

لعل تو جان ستاند، چشمم جگر فروشد

بفروختند خلقی جان و جهان ز بهرت

اندر جهان کسی خود حسن اینقدر فروشد؟

سوز از جهان برآرد هر روز خنده تو

لختی نمک بگو تا روز دگر فروشد

صد جان شیرین ارزد هنگام تلخ گفتن

آن تلخ پاسخی کو تا زان دگر فروشد

ذکر لب و دهانت در هر دهن نگنجد

سرگشته مفلسی کو در و گهر فروشد

رعنا بود نه عاشق کاندیشه دارد از جان

کز بهر سهل نقدی عیار سر فروشد

دارنده سر فروشد بهر بتان و خسرو

گر چه جوی نیر زد، روی چو زر فروشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تأثیر و جذابیت چشمان معشوق و عشق و همه‌چیزهای زیبا که در دنیا وجود دارد، می‌پردازد. شاعر به تلاطم احساسات ناشی از نگاهی که معشوقه بر او می‌اندازد، اشاره می‌کند و به توضیح ارزش و جمال آن می‌پردازد. او از افراد دیگر نیز صحبت می‌کند که به خاطر زیبایی معشوق جان خود را فدای او می‌کنند و از درد و لذت ناشی از عشق و زیبایی‌های زندگی می‌گوید. در نهایت، شاعر به این نکته که حتی تلخی‌ها نیز می‌توانند ارزشمند باشند و زیبایی عشق در دل‌های عاشق به روشنی تجلی پیدا می‌کند، اشاره می‌کند.