شمارهٔ ۸۲۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
مستان چشم اویم از ما خمار ناید
غیر دلی پر از خون جام دگر نشاید
گر غمزه چو نشتر بر دیگران زند یار
چشمم ز غیرت آن خونها ز دل گشاید
اشکم بدید بر در، گفتا چه آب تیره ست؟
پیش در آب، آری، بس تیره می نماید
مقصود هر کس، ای جان، در عاشقی ست چیزی
مقصود ماست آهی کز سوز دل برآید
گل رو، هزار بلبل داری به رو غزلخوان
گل روی پیشت، ای جان، بنماید و نیاید
گر آن خیال بالا آید به دیده، ای جان
اشکم به پای بوسش از جان به دیده آید
خسرو، ادب چه جویی، از چشم مست شوخش؟
هندو چو مست باشد، از وی ادب نیاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر به زیباییها و غمهایی که از عشق به وجود میآید اشاره میکند. او خود را دلدادهای میداند که به خاطر عشق، دلی پر از درد و اشک دارد. این اشکها ناشی از شدت احساساتی است که در مقابل محبوب خود به وجود میآید. شاعر به زیبایی محبوبش و تأثیر آن بر دلش اشاره میکند و بیان میکند که در عشق، هر کسی به دنبال چیزی خاص است، اما او تنها به سوز دلش و آهی که از دل برمیآید، میاندیشد. به طور کلی، این شعر نمایانگر عمق احساسات عاشقانه و واکنشهای ناشی از آن است.