شمارهٔ ۸۴۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاران که زخم تیر بلایت چشیدهاند
با جان پاره از همه عالم رمیدهاند
بس زاهدان شهر کز آن چشم پرخمار
سبحه گسستهاند و مصلا دریدهاند
ترسندگان به جور دلت یار نیستند
مرغان دشت دان که به سنگی خمیدهاند
بنمای شکل خود که بسی خونگرفتگان
جانها به کف نهاده به دیدن رسیدهاند
تردامنان کسان شدهاند از تو کز صفا
دامن ز سلسبیل و ز کوثر کشیدهاند
جاروب آستان تو معزول شد ز کار
زان جعدها که بر سر کویت بریدهاند
آنان که عاشقان ترا طعنه میزنند
معذور دارشان که رخت را ندیدهاند
یابند زین پس از غزل خسرو اهل دل
سوزی که در فسانه مجنون شنیدهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر به زخمهای ناشی از عشق اشاره میکند و بیان میکند که یاران و دوستداران به خاطر شدت این عشق، از دنیا و جمعیت دور شدهاند. آنها در درد و رنج خود غرق شدهاند و برخی حتی از مقام و حالت معنوی خود غافل شدهاند. شاعر همچنین اشاره میکند که عدهای که عاشق را سرزنش میکنند، خود را درک نمیکنند. در نهایت، شاعر از سوز و عاطفهای سخن میگوید که در غزلهایش احساس میشود و به تجربه عاشقانه و پر درد مجنون اشاره میکند.