نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند

جانند یا فرشته و یا روح اعظمند

زان انگبین چه ناله کنی، زانکه دائما

مرغان عرش بر مگس از شهد بر مکند

خوانید روح وامق و مجنون وویس را

کایشان درون پرده این راز محرمند

ای سلسبیل راحت و ای چشمه حیات

بر تشنگان سوخته لطفی که در همند!

زاغان نمی زنند به کویت که می خورند

مشتاق را که سوخته آتش غمند

هر شب منم ز نقش خیال تو در گریز

چون بوم و شپرک که ز خورشید می رمند

خسرو که زنده نیست، نصیحت چه می کنند؟

باد مسیح بر سگ مرده چه می دمند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی اوضاع انسان‌ها و جایگاه روحانی آنان می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که خوبان و بزرگواران انسان‌ها، گمان نکنند که از نسل آدم‌اند، بلکه ممکن است از جان‌های الهی یا فرشتگان باشند. او به ناله‌های مرغان عرش بر مگس‌ها که از شهد می‌خورند، اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد که انسان‌های برگزیده چون وامق و مجنون در پرده‌ای از راز محرمند. شاعر از زندگی و خوشی‌های روحانی سخن می‌گوید و می‌خواهد به تشنگان جان، لطفی برساند. در بیان احساسات شخصی‌اش از عشق و دوری، خود را شبیه به مخلوقاتی می‌داند که از خورشید می‌گریزند. در نهایت، او به بی‌فایده بودن نصیحت برای کسی که دیگر در قید حیات نیست اشاره می‌کند، چراکه چون باد بر مرده دمیدن فایده‌ای ندارد.