شمارهٔ ۸۸۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون طره تو سلسله بر یاسمین نهد
خورشید پیش روی تو سر بر زمین نهد
هر بوی خوش که باد ز زلفت برد به باغ
اندر قبای غنچه تنگ آستین نهد
دیوانه لطافت اندام تست آب
مانا که باد سلسله بر آب ازین نهد
در خویشتن زمین ز گرانی فرو شود
جایی که قامتت به نشستن سرین نهد
چشمت اگر بکشت مرا، گو بکش به ناز
خلقی چه شد که بار بر آن نازنین نهد
لشکر کشید عارضت از سبزه بر سمن
زین پس خراج بر گل و بر یاسمین نهد
در بوسه لب ترش کنی و جان برد لبت
زان چاشنی به سرکه در انگبین نهد
سروت که پای ناز بر این دیده می نهد
خسرو بر آستان شه راستین نهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای یک معشوق و تأثیر آن بر عالم هستی اشاره دارد. شاعر با توصیف چهره و قامت معشوق، به لطافت و زیبایی او میپردازد و میگوید که زیباییاش چنان تأثیرگذار است که حتی طبیعت نیز به او احترام میگذارد و از او الهام میگیرد. بوی دلانگیز زلف معشوق در باغها گسترش مییابد و چشمان او چنان جذاباند که جان را به خطر میاندازند. همچنین، شاعر به رابطهی عاشقانه و لذتی که از بوسه و نزدیکی به معشوق حاصل میشود، اشاره میکند. در نهایت، تمثیلهای زیبایی از اعضای طبیعت و نشانههای عشق به کار رفته که نشاندهندهی تقدس و بزرگی معشوق است.