شمارهٔ ۹۲۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد
ز خلق اگر نکند رخ نهان، که تاب آرد؟
رخش جریده حسن است، اندرین معنی
لبش به وجه حسن خط مشک ناب آرد
مگر ز عارض او می برد جمالت آب
که قطره های عرق بر رخ از حباب آرد
اگر به مجلس ما چنگ سر فرو نارد
بگو به مطرب عشاق تا رباب آرد
اگر تو گوش کنی در نظم خسرو را
به تحفه هر نفست گوهر خوشاب آرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و هنر است. شاعر به توصیف زیباییهای دختر میپردازد و میگوید که اگر او به خانهاش بیاید، همه چیز تحتالشعاع زیباییاش خواهد بود. او همچنین اشاره میکند که جمال او چقدر میتواند تأثیرگذار باشد و حتی باعث شود که عرق بر چهرهاش براق شود. شاعر از عشق و موسیقی نیز یاد میکند و میخواهد که در مجلس عشق، نغمهها و آواهای زیبا به گوش برسد. در نهایت، او به شنونده میگوید که اگر به شعر زیبای "خسرو" گوش دهد، هر لحظه از زندگیاش میتواند به جواهراتی گرانبها تبدیل شود.