نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

داد خواهم، اگر بخواهی داد

خواهم از آه صبحگاهی داد

جورکم کن، چو آرزوی ترا

بر دل من خدای شاهی داد

خط تو از برای کشتن من

فتوی خون بیگناهی داد

غم دل می نهفتم، آب دو چشم

در حق من به خون گواهی داد

ای پسر، دیده سفید مرا

خال مشکین تو سیاهی داد

سخن تست سلک مروارید

کابر نیسان ز مه به ماهی داد

بوسه ای خواه بر من از لب خویش

وانگه از خاص خویش خواهی داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردهای درونی خود سخن می‌گوید. او از خداوند درخواست داد و فریادی از دل به‌خاطر آرزوها و عشقش دارد. او به سختی‌هایی که از طرف معشوقش متحمل شده اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق او برایش غم و اشک آورده است. همچنین شاعر به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن‌ها بر دلش اشاره می‌کند. در نهایت، او از معشوقش می‌خواهد که به او توجه کند و بوسه‌ای از لبانش بگیرد. شاعر احساس تنهایی و نیاز به محبت را به‌وضوح بیان کرده است.