شمارهٔ ۹۶۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
پیش روی تو یاسمین که بود؟
پیش لعل تو انگبین که بود؟
هر کجا نام طره تو برند
نافه خام پوستین که بود
گل که بو می برد ز باد صبا
با چنان روی نازنین که بود
چون ببینم که پا نهی به زمین
سر نهم من به هر زمین که بود
خسروت شد غلام و بنده، ولیک
به جز از بند اینچنین که بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یاسمین اشاره میکند و چهرهاش را زیباتر از هر چیز دیگری میداند. او تأکید میکند که هر بار نام موهای یاسمین را میشنود، به یاد عطر و زیبایی او میافتد. همچنین، گلها و نسیم را نیز با زیبایی یاسمین مقایسه میکند و میگوید که وقتی او پا به زمین میگذارد، شاعر آماده است تا سر خود را به زمین بگذارد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان غلام و بنده عشق او معرفی میکند، اما این بندگی را خاص و متفاوت میداند.