نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر که بر گفته تو گوش نهاد

ز آتش دل به سینه جوش نهد

رویت از زلف عنبرین مه را

حلقه بندگی به گوش نهد

سرو ثابت قدم به پیش قدت

نتواند که پا به هوش نهد

خلق را لعلت از شکر بکشد

خونبها بر شکر فروش نهد

نیش زنبور غمزه تو خورد

از لبت هر که دل به نوش نهد

شد خیال تو راست با خسرو

روزی از کج نهد، به دوش نهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که هرکس به سخنان محبوبش گوش می‌دهد، آتش عشق در دلش شعله‌ور می‌شود. زیبایی محبوب، همچون زلفی نرم و خوشبو، او را به بندگی خود می‌کشاند. در برابر قامت معشوق، دیگران نمی‌توانند ایستادگی کنند و زشتی‌ها را در برابر زیبایی او کم ارزش می‌یابند. همچنین، با اشاره به رابطه شیرین عشق، شاعر می‌گوید که کسی که از لبی شیرین می‌نوشد، طعم عشق را می‌چشد و سرانجام خیال محبوبش در دلش پابرجاست.