شمارهٔ ۹۸۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر کرا خال عنبرین باشد
گر کند ناز، نازنین باشد
غمزه ات چون کمین کند بر خلق
ترک جانباز در کمین باشد
روی تو خرمن گلی ست، از آنک
خرمن ماه خوشه چین باشد
تا ترا نیز قصد جان و دل است
کار ما نزد عقل و دین باشد
در سماعی که عشقبازان را
بزم پر آه آتشین باشد
آستین برفشان که بهر نثار
همه را جان در آستین باشد
پیش رخساره منور تو
روی خورشید بر زمین باشد
آفرین بر جمال تو که بر او
ز آفریننده آفرین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف زیبایی و魅力 معشوقهای سروده شده است. شاعر از ویژگیهای جذاب و دلربای او میگوید و بیان میکند که ناز و غمزهٔ او مانند کمینگاهی برای دلها عمل میکند. چهرهٔ معشوقه مانند گلها زیباست و عشق او جان و دل را تحت تأثیر قرار میدهد. در میان جمع عارفان و عاشقان، وجود او مانند آتش سوزان است و زیباییاش به حدی است که نورش برتر از خورشید به نظر میرسد. در نهایت، شاعر به ستایش و تحسین جمال او میپردازد و آن را نتیجهٔ آفرینش الهی میداند.