شمارهٔ ۹۹۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اگر آن ماه مهربان گردد
غم دل غمگسار جان گردد
آنکه چون نامش آورم به زبان
همه اجزای من زبان گردد
ور کنم یاد ناوک چشمش
مو بر اعضای من سنان گردد
چون کنم نقش ابرویش بر دل
قد چون تیر من کمان گردد
مه ز شرم جمال تو هر ماه
در حجاب عدم نهان گردد
یارب، این آسیای دولابی
چند بر خون عاشقان گردد
چون دلم با غم تو گوید راز
در میان خانه ترجمان گردد
چون ز لعلت سخن کند خسرو
شکر از منطقش روان گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و تأثیر عواطف و یاد او بر دل و جان خود را توصیف میکند. او میگوید که اگر ماه زیبایی او مهربان شود، غم او نیز کم میشود. همچنین، نام معشوقش بر تمام وجودش تأثیرگذار است و یاد او در ساعتهای مختلف، احساسی عمیق و رازآلود به او میبخشد. شاعر از زیباییهای او، مانند ابرو و چشم، به عنوان نشانههای عشق و تأثیرگذاری او بر دل و روح صحبت میکند. در نهایت، او به درد و رنج عاشقان که تحت تأثیر عشق قرار دارند اشاره میکند و از روشنی و شکر منطق معشوقش نیز یاد میکند.