نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دل بدین و بدو نخواهم داد

جز به یار نکو نخواهم داد

بی تو، ای آرزوی سینه من

سینه را آرزو نخواهم داد

مهر تو بر کسی نخواهم بست

آب حیوان به جو نخواهم داد

گر به بستان شکوفه خواهم شد

بیوفایی چو تو نخواهم داد

بوسه ای گفته ای، توقف چیست؟

یا بده یا بگو، «نخواهم » داد

با رخت سوی گل نظر نکنم

دل به رنگ و به بو نخواهم داد

سگ کویت گزید خسرو را

بعد ازین هم از او نخواهم داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عاطفی شاعر را نسبت به معشوق نشان می‌دهد. شاعر اعلام می‌کند که دل و احساساتش را به هیچ‌کس غیر از یار محبوبش نخواهد داد و بدون او زندگی برایش بی‌معناست. او همچنین به بی‌وفایی و عدم اعتماد به دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که هرگز عشق و محبتش را به کسی جز معشوق نخواهد بخشید. به‌عبارتی، او شدیداً متعهد به عشقش است و به هیچ‌وجه نمی‌خواهد احساساتش را به دیگری منتقل کند.