شمارهٔ ۱۱۲ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارفان میخانه را فردوس اعلی گفته اند
اهل معنی داند این کز روی معنی گفته اند
چون سقیهم ربهم فرمود ایزد در کلام
حسن ساقی گفته اند و وجه باقی گفته اند
شب نشینان محبت در مناجات خدا
روح را موسی و دل طور تجلی گفته اند
پاکبازان مجرد بهر دیدار خدا
قطع دنیا کرده اند و ترک عقبی گفته اند
جز فنای محض هر کودم زند در کوی دوست
خورده بینانش همه پندار و دعوی گفته اند
دم مزن در آینه کوهی چو می بینی عیان
آنچه موجودات در سفلی و علوی گفته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره معنای عمیق میخانه و عشق به خداوند است. عارفان میخانه را به عنوان بهشت برین معرفی کردهاند و اهل معنی درک کردهاند که این تعبیر به دلیل معنای خاصش است. در اینجا، خداوند به عنوان ساقی معرفی شده و زیبایی او در کلام، مورد توجه قرار گرفته است. شبنشینان عشق در جوار خداوند را در حال مناجات میبینیم و روح و دل را به تجلیات الهی تشبیه میکنند. همچنین، پاکبازان دنیا را ترک کرده و تنها به دیدار خداوند میپردازند. در نهایت، تاکید میشود که هر کسی که نه در عشق و حقیقت بلکه در ظواهر دنیا غرق باشد، تنها پندار و دعوی دارد. در پایان، بیان میشود که آنچه در کائنات وجود دارد، در دنیای پایین و بالا نیز قابل مشاهده است.