نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مه و خورشید روی ذره پرور

زانوار رخت شد سنگ گوهر

بقد و روی تو دیدیم در باغ

گل سرخ و سفید و سبز و عصفر

نسیمی از سر زلفت صبا برد

جهان شد سر بسر پر مشک و عنبر

تو را دیدم بهر روئی گه دیدم

توئی ما را بجای دیده در سر

دو عالم پیش عیداوست قربان

بگشت او جمله را الله اکبر

تقاضای وجود این است آری

که نبود غیر او موجود دیگر

دل کوهی بجوش آمد چو دریا

ز حیرت خشک لب با دیده تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر با توصیف هنر و زیبایی‌های معشوق، از گل‌ها و طبیعت استفاده می‌کند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. شخصیت محبوب در شعر، مانند نور خورشید و نسیم خوش، جهانی را پر از عطر و زیبایی می‌کند. در نهایت، شاعر به وحدت وجود و اهمیت معشوق در زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ چیز دیگری جز او وجود ندارد. این ابیات پر از احساسات عمیق و عشق به معشوق است که هنرمندانه توصیف شده‌اند.