شمارهٔ ۱۳۰ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شبی از غیر آن ماه دل افروز
رخی بنمود چون خورشید در روز
مراد از روز و شب زلف و رخ اوست
مه و خورشید را این شیوه آموز
به پیش شمع رخسارش در آن شب
چو پروانه به سر گشتم به صد سوز
خطاب آمد که از دنیی و عقبی
چو گشتی محرم ما دیده بردوز
چه کوهی در بهاران فضل او دید
بیان کرد این غزل در روز نوروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که یک شب، چهرهای مانند خورشید را مشاهده کرده است. او به زلف و چهره معشوق به عنوان نماد روز و شب اشاره میکند. تحت تأثیر زیبایی معشوق، او مانند پروانهای در کنار شمع میسوزد. در ادامه، شاعر به مقامات دنیوی و اخروی اشاره کرده و از زیباییهای معشوق در بهار و نوروز سخن میگوید.